پيام خصوصي يك خواننده عصباني!

يكي از خوانندگان اين وبلاگ كه ظاهراً از خواندن مطلب قبلي عصباني شده است، در يك پيام خصوصي با سوء استفاده از نام شخصي كه مطمئن هستم نويسنده اين پيام نيست، خطاب به من نوشته است:

«وقتي خودت احترام ... را نگه نمي داري پس منتظر باش آنگونه كه فكر نمي كني باهات برخورد شود.»

اين پيام خصوصي را منتشر كردم تا مشخص شود كساني كه مي‌ گويند چيزي به نام فضاي امنيتي در عرصه فرهنگ نداشتيم چگونه مي انديشند و عمل مي كنند.


اين فضاي امنيتي!

آدم بعضي وقت‌ها با افرادي مواجه مي‌شود كه واقعاً نمي‌داند به آنها چه بگويد. بگذارد تا در غفلتشان باقي بمانند يا كمكي كند بلكه از خواب بيدار شوند؟! اما اگر آنها خود را به خواب زده باشند چه؟! مثلاً بنده خدايي به آقاي روحاني اعتراض كرده كه چرا مي‌گويي دولت بايد فضاي امنيتي را از عرصه فرهنگ بردارد؟! اصلاً فضاي امنيتي كجا بود برادر؟!

حال ما به اين آقا چه بگوييم؟! بگوييم اندكي از حصاري كه اطراف خودت كشيده اي بيرون بيا و با واقعيات جامعه ات آشنا شو؟ بگوييم طبيعي است كه ناامني را تو و همفكرانت احساس نكنيد؟ بگوييم ناامني را امثال علي مطهري احساس كرده اند كه به صرف اظهارنظر مخالف با تفكر شما در اتاق كارش شنود كار مي‌گذارند؟ بگوييم ناامني را نويسندگاني احساس كرده اند كه كتابشان گاهي سالها در وزارت ارشاد مجوز نگرفته است چون با سليقه فلان مسئول همخواني نداشته است؟  

بگو ناامني را آن سايت‌ها و وبلاگ‌هايي احساس مي‌كنند كه به صرف اظهارنظر ساده رسانه شان فيلتر مي‌شود نه تويي كه هر چه بنويسي كسي نيست تا بگويد بالاي چشمت ابروست...

بگذريم اصلا بهتر است هيچ جوابي ندهيم. انسان خواب را مي شود بيدار كرد اما آنكه نمي خواهد بيدار شود را هرگز...

رییس قوه قضاییه: لغو مصوبه معاون اول رییس جمهور نظر شخصی رییس دیوان عدالت اداری است نه نظر قانونی

علی لاریجانی در پایان جلسه علنی نوبت صبح مجلس تأکید کرد: برخی مطالب نباید گفته می‌شد. توهین بود. پیغامی رئیس قوه قضاییه داده‌اند که عرض می‌کنم. یکی از آقایان گفتند که رئیس قوه قضاییه سهمیه‌ای داشته است‌ اما ایشان پیغام دادند که این حرف ناصواب است و طبق قانون اساسی وزیر دادگستری باید با پیشنهاد رئیس قوه قضاییه انتخاب شود که این سهمیه نیست، روند قانونی است.

آن چیزی را هم که گفتند تصمیم معاون اول رئیس جمهور را رئیس دیوان عدالت خلاف قانون و ملغی دانستند، رئیس قوه قضاییه پیغام دادند که هیئت عمومی دیوان باید در این باره رأی دهند، لذ نظر رئیس دیوان نظر شخصی بوده است.

مرتبط:
آغاز به كار دولت يازدهم با بي قانوني

ماجرای نامه 17 بندی احمدی نژاد به خاتمی

موضع مهم رهبر معظم انقلاب و يادآوري يك بحث با نويسنده وبلاگ صراط مستقيم

مقام معظم رهبري اخيرا در ديدار با دانشجويان نكات مهمي را بيان كردند. از جمله نكات مهم بحث مخالفت كارشناسانه (به معناي واقعي كلمه) با ديدگاه رهبري و عدم منافاتآن با بحث ولايت پذيري بود.

مقام معظم رهبري در اين رابطه فرمودند:

«
گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى ميدهند، با نظر رهبرى مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح‌تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقيق به هر نتيجه‌اى كه برسد، آن نتيجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهى اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه‌اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائى يك مختصر كارشناسى‌اى داريم؛ اين نظر كارشناسى ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسى ديگر قرار بگيرد؛ خيلى خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كسانى كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند. در زمينه‌هاى فرهنگى، در زمينه‌هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما يك مختصرى سررشته داريم، يك قدرى كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسى. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولايت و اين حرفها به حساب نمى‌آيد و نبايد بيايد.»

اين سخنان رهبري حاكي از عمق آزادانديشي ايشان است. اما آنچه باعث شد تا به بيان اين مساله بپردازم يادآوري بحثي بود كه در سال 89 بين من و نويسنده وبلاگ صراط مستقيم در گرفت. من در آن سال در قسمت نظرات آن وبلاگ نظر خود را درباره يكي از مطالب وي نوشتم كه از سوي ايشان سانسور شد به همين دليل مجبور شدم اين نظر را در اين وبلاگ منتشر كنم.
...
ادامه نوشته

ماهيتت برا دوستا ارسال شد!

«آقا ... سعیکم مشکور ماهیتتان برا دوستا ارسال شد»

اين پيام يكي از بازديدكنندگان وبلاگ است. 

درباره اين پيام چند نكته بگويم:

1) بعضی از افراد مدير پيرسوك را مي شناسند پس مدير واقعي پيرسوك ناشناخته نیست.

2) بهتر است براي اينكه اين و آن را متهم به مديريت پيرسوك نكنيد اندكي از خدا بترسيد.

3) پيرسوك بيشتر يك آرشيو شخصي خبر است. بيش از 90 درصد مطالب پيرسوك خبرهايي است كه در بسياري از سايت ها منتشر شده است. در آن، همه نوع خبر از همه نوع سليقه هم وجود دارد. نمي دانم شناخت مدير آن چه اهميتي براي شما دارد؟!

4) مدير پيرسوك تنها در چند مورد آن هم معمولا در پاسخ به چند نفري كه حاضر نيستند نظرات مخالفان خودشان را در قسمت نظرات وبلاگشان منتشر كنند، دست به قلم شده است. اغلب اين مطالب هم در پاسخ به نويسنده يك وبلاگ است.

5) حالا اين دوستاني كه مشخصات آن بنده خدا را برايشان ارسال كرده ايد؛ آيا مثل خودتان كارشان پرونده سازي براي اين و آن است؟! خب مثلا مي خواهيد بگوييد آقاي ... كه فكر مي كنيد نويسنده پيرسوك است در اين وبلاگ مثلا از نويسنده وبلاگ صراط مستقيم انتقاد كرده است؟ خب كه چه؟! آيا مثلا نويسنده صراط مستقيم از آسمان نازل شده است كه انتقاد از او اشكال داشته و كشف ماهيت منتقدش اهميت اطلاعاتي داشته باشد؟!

6) الان دارم به اين فكر مي كنم كه شايد بد نباشد نام مدير پيرسوك را اضافه كنم تا زحمت افراد بي كاري مثل شما كم شود و كمتر خودتان را دچار تهمت به اين و آن بكنيد.

تا بعد...

پاسخي ديگر به وبلاگ صراط مستقيم

وبلاگ توحيد: چند روز پيش يكي از برادران همشهري و وبلاگ نويس كه علاقه خاصي به ضديت با آيت الله هاشمي رفسنجاني دارد در پي‌ مباحثه‌ي اينترنتي خود با نويسنده‌ي يك وبلاگ ديگر به برخي از عبارات و مطالب موجود در دو كتاب «مشروعيت آسماني» و «گفتمان مصباح» استناد كرده بود. (كليك كنيد)

 بنده علي‌رغم دفاع‌ از آيت الله هاشمي رفسنجاني در برابر تخريب‌هاي صورت گرفته در انتخابات رياست جمهوري سال 84، در قسمتي از كتاب «گفتمان مصباح» يكى از علل [به تعبير «يكي» دقت كنيد] عدم موفقيت آقاي هاشمي در جلب آراى اكثريت مردم را پيوند زدن جريان اصلاحات به دولت سازندگى دانسته بودم. (ر.ك: گفتمان مصباح، صص 902- 903)

***

اينجانب در پاورقي همان صفحه، تحليل خود را مستند به دو نقل قول از ايشان كرده و نوشته بودم:

«آيت الله هاشمى رفسنجانى در پاره‌اى از مواضع انتخاباتى خود شايد با اين تحليل كه نيروهاى اصلاح طلب هنوز از پايگاه اجتماعى قابل توجهى برخوردارند، دولت اصلاحات را به دولت سازندگى پيوند زد. به عنوان نمونه وى در سخنانى گفت: «من خودم را پايه گذار اصلاحات مى‌دانم ولى دولت خاتمى را مرحله‌اى پيشرفته‌تر از مرحله‌ى خودم، كه به تدريج مى‌رفتيم مى‌دانم. جريان اصلاحات بايد به جلو حركت كند و كسى هم نمى‌خواهد با آن مخالفت كند». (روزنامه ايران، 1 تير 1384، ص 3)

ادامه نوشته

هاشمي: شیطنت، غرض‌ورزی و تحریف برخی رسانه‌ها دلیل ایجاد ابهام در سخنان من است

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از طلاب، استادان و دانشجویان استان کرمان مقیم شهر مقدس قم، در پاسخ به درخواست‌های مطرح‌شده برای حضور بیشتر در عرصه تحولات کشور و گفت‌وگوی بیشتر با مردم و جوانان، بر حضور همیشگی خود در صحنه انقلاب و نظام تأکید کرد و افزود: بیش از 60 سال است که در عرصه سیاسی و مبارزاتی کشور فعال بوده و هستم و تا زمانی که توان و فایده‌ای برای کشور داشته باشم تا پایان عمر پای انقلاب و نظام ایستاده و خواهم ایستاد.

وی در ادامه، با اشاره به اثرات منفی تفرقه در جامعه اظهار کرد: آنچه باید مبنای فعالیت قرار گیرد خدمت به اسلام، انقلاب، مردم و کمک به پیشرفت، اتحاد و همدلی و پرهیز از تفرقه و دعواست، چراکه نفع تشتت و تفرقه، به دشمنان کمین کرده کشور خواهد رسید.

قابل توجه آقاي علي سهرابپور (درباره سخنان آقاي هاشمي)

اعتراض يكي از بازديدكنندگان به نويسنده وبلاگ صراط مستقيم

ادامه نوشته

اعتراض يكي از بازديدكنندگان به نويسنده وبلاگ صراط مستقيم

يكي از بازديدكنندگان وبلاگ با ارسال متني از ما خواسته است كه چون نظرش در پاسخ به مطلب وبلاگ صراط مستقيم و در همان وبلاگ منتشر نشده است ما نظر وي را منتشر كنيم. اين بازديدكننده در قسمت نظرات پيرسوك نوشته است:

من اين نظر را براي آقاي سهراب پور نوشته ام. اميدوارم منتشر كنند و اشتباهشان را برطرف كنند و الا شما منتشر كنيد.

متن نظر (خطاب به نويسنده وبلاگ صراط مستقيم):

نمي دانم جواب وبلاگ پيرسوك را خوانده ايد يا نه؟
http://pirsoook.blogfa.com/post-169.aspx
به نظرم كاملا منطقي است.
من منتظرم واكنش شما را در زماني كه پي به اشتباهتان مي بريد، ببينم. آن وقت درباره روحاني بودنتان قضاوت كنم. چون شك داشتم ديده ايد يا نه خبرتان كردم. حداقل كاري كه مي توانيد بكنيد عذرخواهي است.

2- علاوه بر آن به رهبري نسبت داده ايد كه گفته اند بين ديدگاه هاي ايشان و آقاي هاشمي اختلافات اصولي وجود دارد. اين تعبير اصولي را از كجا آورده و به رهبري نسبت داده ايد؟

3- درباره ادعاي پاسخگويي آقاي ولايتي هم كه تكذيب شده است:
http://pirsoook.blogfa.com/post-169.aspx

پس سه اشتباه و نسبت دروغ در يك نظر.

من درباره شما قضاوت خواهم كرد.

ادامه نوشته

قابل توجه آقاي علي سهراب پور (درباره سخنان آقاي هاشمي)

آقاي علي سهراب پور در وبلاگش نوشته است: آقای هاشمي رفسنجاني،در افتتاحيه همايش ملي تحولات خاورميانه و آينده نظم منطقه‌اي گفت: براي نامگذاري و اسم تحولات اخير در منطقه نبايد پافشاري كرد و مي‌توان عناويني مثل بيداري اسلامي، يا بهار عرب و يا انقلاب‌هاي مردمي را براي آن در نظر گرفت.

وی گفت: تحولات منطقه هر اسمي مي‌تواند داشته باشد؛ چرا كه به هر حال هم بيداري در امت اسلامي است، هم حركت مهمي در دنياي عرب به حساب مي‌آ‌يد و هم نوعي تحول در رفتار مردم منطقه است.

اما امام خامنه ای در  مراسم گرامیداشت بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره با تاکید بر بیداری اسلامی بودن تحولات منطقه و پافشاری بر آن ، به تبیین آن پرداختند....

ادامه نوشته

پاسخ به نویسنده وبلاگ صراط مستقیم

«ولايت» در ائمه‌ي اطهار داراي معاني و ابعاد متعددي است كه از ميان اين ابعاد؛ ولي‌فقيه از ولايت به معناي «حاكميت سياسي و سرپرستي اجتماعي» برخوردار است.

بر اساس مبناي امام خميني(ره) در ولايت فقيه صدور حكم حكومتي در انحصار ولي‌فقيه است. همچنين در مسايل اجتماعيِ اسلام، فتواي رهبري ملاك عمل قرار مي‌گيرد. علاوه بر آن همه مي‌بايست از دستورات ولي‌فقيه در عرصه‌ي مديريت سياسي و اجتماعي جامعه پيروي كنند اما اطاعت از نظرات، ارشادات و تحليل‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... رهبري يا مثلاً اعتقاد و التزام به قضاوت‌هاي شخصي ايشان درباره‌ي موضوعات مختلف هيچ‌گونه وجوبي ندارد. اعتقاد به وجوب اطاعت در اينگونه مسايل (نظرات، ارشادات، تحليل‌ها و قضاوت‌هاي ولي‌فقيه) به معناي آن است كه يك نفر به جاي همه فكر كند و ديگران موظف باشند اطاعت كنند يا اگر هم اهل فكر و نظر هستند به گونه‌اي بيانديشند كه از چارچوب تفكرات رهبري خارج نباشد! (آيا اين خدمت به ولايت‌فقيه و رشد سطح فكر و انديشه‌ي جامعه است يا خيانت به آن؟) مسلم خود مقام معظم رهبري نيز اين نوع تفكر را نه تنها نمي‌پذيرند بلكه بارها مواضعي بر خلاف آن اتخاذ كرده‌اند (كه به يك مورد از آن اشاره شد)

اگر ولايت فقيه و ولايت ائمه‌ي معصومين (عليهم‌السلام) و نيز نوع اطاعت از آنها شبيه به هم بود، قرار دادن مجلسي به نام خبرگان رهبري كه وظيفه‌ي نظارت بر عملكرد رهبري و عزل و نصب وي را بر عهده داشته باشد چه معنا داشت؟! كساني كه (بر اساس گفته‌ي شما) موظف به ترجيح نظر رهبري بر نظر خود هستند چگونه خواهند توانست بر عملكرد رهبري نظارت كنند؟! ....

ادامه نوشته