آدم بعضي وقت‌ها با افرادي مواجه مي‌شود كه واقعاً نمي‌داند به آنها چه بگويد. بگذارد تا در غفلتشان باقي بمانند يا كمكي كند بلكه از خواب بيدار شوند؟! اما اگر آنها خود را به خواب زده باشند چه؟! مثلاً بنده خدايي به آقاي روحاني اعتراض كرده كه چرا مي‌گويي دولت بايد فضاي امنيتي را از عرصه فرهنگ بردارد؟! اصلاً فضاي امنيتي كجا بود برادر؟!

حال ما به اين آقا چه بگوييم؟! بگوييم اندكي از حصاري كه اطراف خودت كشيده اي بيرون بيا و با واقعيات جامعه ات آشنا شو؟ بگوييم طبيعي است كه ناامني را تو و همفكرانت احساس نكنيد؟ بگوييم ناامني را امثال علي مطهري احساس كرده اند كه به صرف اظهارنظر مخالف با تفكر شما در اتاق كارش شنود كار مي‌گذارند؟ بگوييم ناامني را نويسندگاني احساس كرده اند كه كتابشان گاهي سالها در وزارت ارشاد مجوز نگرفته است چون با سليقه فلان مسئول همخواني نداشته است؟  

بگو ناامني را آن سايت‌ها و وبلاگ‌هايي احساس مي‌كنند كه به صرف اظهارنظر ساده رسانه شان فيلتر مي‌شود نه تويي كه هر چه بنويسي كسي نيست تا بگويد بالاي چشمت ابروست...

بگذريم اصلا بهتر است هيچ جوابي ندهيم. انسان خواب را مي شود بيدار كرد اما آنكه نمي خواهد بيدار شود را هرگز...