تحلیلی بر تهاجمات بی سابقه و سکوت آیت الله هاشمی رفسنجانی
طی هفت روز گذشته موضوعات بسیار مهمی در سطح جهان جریان داشت، که مهمترین آن را می توان سقوط رژیم های خودکامه و سرسپرده بدست مردم انقلابی و مسلمان کشورهایشان دانست، اما خبرگزاری های دولتی و وابسته به جناح تندرو جهت گیری متفاوتی را در انتشار اخبارشان پیشه نموده و سنگین ترین حملات و تیترهای خود را به سمت آیت الله هاشمی رفسنجانی نشانه گرفته و به انعکاس چندین باره سخنان کسانی پرداختند که شاید بیان کنندگان آن هجمه ها نیز از نتیجه سخنان خود غافل بودند و نمی دانستند در این مسابقه برنده نهایی چه افراد و یا گروه هایی خواهند بود!
به گزارش "آرمان ایران" عملا و بلافاصله پس از تحرکاتی که روز 25 بهمن ماه که با دعوت مهندس موسوی و مهدی کروبی صورت گرفت، به طرز بی سابقه ای حملاتی به سمت آیت الله هاشمی رفسنجانی آغاز گردید که گاه اظهارات مخالفین ایشان چنین تداعی می کرد که در مسابقه ای شرکت کرده اند که قرار است جایزه بزرگی نصیب تمام کننده عمر سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی شود! و شاید ادامه حیات خود را تنها با دفن حیات سیاسی ایشان می توانند به اثبات برسانند.
باهنر نایب رییس سابق مجلس شورای اسلامی، توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس، صفار وزیر سابق ارشاد و رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شخصیت هایی بودند که پیش از این سعی می کردند با بیانات معتدل و استدلالی موضع تندی در قبال هاشمی نداشته باشند، اما در هفته اخیر با پیوستن به دشمنان دیرینه هاشمی یعنی الهام سخنگوی سابق دولت و همسرش، آیت الله یزدی عضو هیات رییسه خبرگان رهبری، شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحایت مبارز و دبیرکل جامعه وعاظ، ذالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه، جلالی روحانی نزدیک به آیت الله مصباح یزدی و پناهیان، گاه در انتقادات شان پا را از حیطه صلاحیت خود نیز فراتر گذاشته و بجای رهبر انقلاب به تصمیم گیری پرداختند.
محمد رضا باهنر که سعی می کرد خود را قهرمان حمله کنندگان جلوه دهد ادعا کرد اگر آیت الله هاشمی رفسنجانی تا کمتر از یک هفته اعلام برائت از فتنه گران ننماید، مشروعیت خود را برای تمام مسئولیت هایش از دست خواهد داد، و چنین وانمود می کرد که هماورد مهمی برای شخصیت دیرینه و مهم انقلابی کشور می باشد. باهنر حتی توجه ننمود که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها با فرمان رهبری قابل سلب از ایشان است و نمی توان پیش از رهبری مشروعیت مسئولیت کسی را از او صلب نمود.
بر هیچ آگاهی پوشیده نیست که حمله های اخیر و حتی بازداشت چند ساعته دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی همه در شرایطی صورت می گیرد که در آستانه برگزاری نشست مجلس خبرگان رهبری قرار داشته و روز 18 اسفند ماه رییس جدید مجلس خبرگان برای 2 سال آینده معلوم خواهد شد.
صرفنظر از اینکه آیا مواضع آیت الله هاشمی بخصوص در 2 سال اخیر در جهت تقویت پایه های انقلاب بوده یا نه و اینکه آیا بینش سیاسی ایشان به حدی است که افراد تازه مبارز شده در زمینه سیاست، خود را بصیرتر و آینده نگر تر از ایشان می بینند، اما سئوال مهمی که وجود دارد این است که خارج شدن هاشمی از همراهی با انقلاب، رهبری و نظام، به نفع کدام گروه و جریان تمام خواهد شد؟
گر چه پاسخ این سئوال ساده نبوده و قطعا قضاوت های گوناگونی ممکن است در این زمینه صورت بگیرد، اما 4 گروهی که از این جریان نفع اساسی را خواهند برد را مرور می کنیم:
1 - اولین گروه جریان افراطی اصولگرا و طرفداران دولت دهم نه به عنوان دولت بلکه به عنوان جریانی که حیات خود را از مقابله با هاشمی می گیرد و بسیاری از ضعف ها و سوء مدیریت های خود را در پوشش دشمنی کمین کرده و مترصد حمله مخفی می نماید.
این گروه چنین وانمود می کند که 28 سال از انقلاب را هاشمی به هدر داده و با کنار گذاشته شدن ایشان انقلاب مهمی در کشور به ثمر خواهد نشست.
2 - جریان اپوزوسیون خارج از کشور که همه مشکلات مدیریتی کشور را همیشه به هاشمی رفسنجانی به عنوان لیدر اصولگرایی نسبت می داد و در راس آن اکبر گنجی نویسنده کتاب عالیجناب خاکستری در وصف هاشمی را می توان بر شمرد.
این جریان حتی بروی کار آمدن رهبر انقلاب و اساسا تحکیم پایه های نظام ولایت فقیه پس از امام را ناشی از برنامه های هاشمی دانسته و مطمئن است با حذف او راحت تر به اهداف خود خواهد رسید.
3 - جریانی که منتظر جدا شدن هاشمی از پشتیبانی رهبری نظام لحظه شماری نموده و امیدوار است با این ترتیب ضربات بعدی مرگبارتری را نثار نظام و حقانیت آن کند.
در واقع جریانی از درون که معتقد است نظام اسلامی فعلی و مبتنی بر ولایت فقیه توان پاسخگویی به نیازهای روز جوانان را دارا نبوده و عملا به جریان حاکمیت فردی بر کشور منتهی گردیده است!
این گروه با دفع هر یک از شخصیت هایی که جوانان و نسل نو را به آینده و سازندگی امیدوار می نمود جشنی برپا می نموده، و از حذف خاتمی، ناطق، سیدحسن خمینی، میرحسین موسوی، کروبی و امروز هاشمی برای اثبات نظریات خود بیشترین بهره را برده است.
4 - شاید بیان مورد چهارم خیلی زیبنده و استدلالی قوی نباشد، اما بعنوان قرینه ای که اخیرا مد شده و در همه تحلیل ها بعنوان معیار مهم و تعیین کننده بر شمرده می شود، از گروه چهارم ذکر به میان می اوریم، گروه چهارم قطعا دشمنان قسم خورده انقلاب و کشورهای معاند جمهوری اسلامی ایران خواهند بود، از همین امروز می توان تصور نمود یکساعت پس از کنار گذارده شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری و احیانا مجمع تشخیص مصلت نظام چه جشن و پایکوبی در رسانه های مهمی چون بی بی سی و صدای آمریکا و اسراییل بر پا خواهد شد و چگونه از این حادثه بعنوان دو پاره شدن یاران امام و ایجاد یک رهبر اپوزوسیون قوی در ایران یاد می نمایند.
پس از حملات حین مناظره های رییس جمهور به آیت الله هاشمی، که در غیابشان صورت گرفت و علی رغم دلجویی رهبری از ایشان و نهی دولت از این حملات متاسفانه حتی فرصت یک دقیقه دفاع در صدا و سیما به ایشان داده نشد، آیت الله هاشمی رفسنجانی در مقاطعی اظهار نموده که از مسئولیت ها خسته شده و تنها نگران اینست که استعفایش موجب تضعیف رهبری شود.
از سویی شواهد حاکی از آنست که ایشان در روزهای آینده نیز هیچ دفاع احساساتی و عجولانه ای در این زمینه از خود ننماید و چه بسا از کنار گذارده شدن از مسئولیت خبرگان رهبری خود نیز پیشقدم شده و کاندید این مسئولیت نشود، اما براستی کنار رفتن ایشان به تعبیر شجونی و ذوالنور و پناهیان پاک شدن انقلاب اسلامی از شر دشمنان داخلی و فتنه گران و خواص بی بصیرت می تواند تلقی شود؟
شاید آیت الله هاشمی رفسنجانی خود نیز احساس کرده باشد که جریان تمامیت خواه جز با کنار رفتن او نخواهد گذاشت فضای جمهوری اسلامی آرامش و پیشرفت را لمس نماید.
و شاید او نیز به این نتیجه رسیده باشد که افراد حاضر در حاکمیت بقدری خود را مستحکم تصور نموده که هیچ ضرورتی در لزوم همراهی یاران قدیمی را نیز در خود نمی بیند و پافشاری او در باقی ماندن در صحنه دفاع از نظام تعبیر منفی در پی داشته باشد.
15 روز دیگر همه چیز روشن خواهد شد.
البته امید می رود تهاجم بی امانی که از سوی سیاسیون طیف تندرو و نیروهای جدیدشان صورت گرفته و هیچ پاسخ تندی را از سوی هاشمی در پی نداشته، حمله کنندگان را به تعقل بیشتر و آینده نگری توام با واقع بینی کاملتری در این زمینه برساند.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 20:8 توسط پیرسوک
|
دل؛ پیرسوکِ طاقت بی، پروندیش باشه دست